تبليغاتX
انتظار - موج تبسم
 

 

 

 

 

 

(موج تبسم)

آخر شبی می آيد و صبرم به پايان می رسد

آن يوسف گل پيرهن،آخر به کنعان می رسد

 

يك شب که از هجران او،سرگرم آه و ناله ام

موج تبسم بر لبش ، با روی خندان می رسد

 

آن دم که ظلم و بـوی غم،جان را به لب می آورد

غمخوارمن می آيد و لطفی ز جانان می رسد

 

وقتی که بيداد و ستم، چادر کشد بر صبح ما

از پشت کوه غيبتش،خورشيد تابان می رسد

 

محبوب من آيد ز ره ، وز بوی ناب نرگسـش

هم بر مشام جان ما،عطر گلستان  می رسد

 

طوفان خشم منتظر،از کوی عشـق و انتـقام

با ذوالفقار حيدری،چون تک سواران می رسد

 

چشم انتظار مقدمش،تا پای جان ماند «رها»

چون عاقبت دامن کشان يارم شــتابان می رسد

 

___________________((رها))

 

 
   

 

+ شاعر بهروز قاسمی (رها) در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 14:59 |