|

(آينـــــه)
آينــه آرزوش اينـه تـوی چشــمات بشينه
گل بوسـههای عشـقو روي لبهات بچينه
آينـــه بـازم هوای تـرو داره بـه ســـرش
خودشو ميخواداز اين پس تونگاهت ببينه
آينــــــه دلش بـرای ديـدنت پـر ميزنـه
توی قاب خستهاش به هرطرف سرميزنه
وقتی بوی نفســات میپيچه باز توی خونه
آينـه هی خودشــو اين در و اون در ميزنه
وقتی باد سحری میپيچه تو رنگ شــراب
آينـه دلش ميگيره ميخوره هی پيچ وتاب
شــونه باد و به دستـش ميگيـره يواشکی
تـا کـه شــونه بکشه موهاتو با حال خراب
دوباره پروانههـا ميــان ميشينن رو سـرت
دوباره پـرســــتوها پـر ميزنن دور و برت
تو مث غنچه گل واميشـی و ميخنـدی باز
من دوباره ميشينم تو کنج چـارچـوب درت
___________________((رها

|