RSS
«تالار خیال»
در تالار خیال،
روی نیمکت احساس،
نشستهام.
در انتظار نفسهایت،
ساعت بزرگ دیواری،
که تحمل توقف ندارد،
مرا همراهی میکند.
گرمای دل انگیز دستت را،
بر شانه هایم ،
حس کردم.
و در آسمان،
آبی چشمانت،
چون پرستویی،
سبکبال،
به پرواز در آمدم.