تبليغاتX
انتظار
 
 
با وبلاگی دیگر و محتوایی دیگر به دور از شعر و شاعری
 
فعالیت نویی را آغاز کردم
این وبلاگ تعطیل شده
از اینکه هنوز مرا مورد لطف قرار می دهید سپاسگزارم
نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در شنبه پانزدهم مرداد 1390 ساعت 11:0 | لینک ثابت |

 

 ((خدا حافظ))

از جمع خـوبـان می­روم ، دیگر خدا حافظ

از نـزد یـاران می­روم ، دیگـــر خـدا حافـظ

 

جـا مـانـده دل در خاطراتی خوب و رویایی

اینک پریشـان می­روم ، دیگـر خـدا حافـظ

 

از کـوچـه­ای آمیــــزه  بـا بـوی شـــقایقها

با قلب سوزان می­روم ، دیگر خـدا حافـظ

 

در قـاب چشـمانم نشــیند عکـس یـارانم

با چشم گریان می­روم ، دیگر خدا حافـظ

 

اینـک چـو ابـری شــد هـوای آسـمان دل

من زیـر بـاران می­روم ، دیگـر خـدا حافـظ

 

با سیـنه­ای مملو ز یـاد و خاطراتی خوش

غمگین و نالان می­روم ، دیگر خـدا حافظ

 

سوزد «رهـا» از آتشی کین فرقت افروزد

دردا که اینسان می­روم ، دیگر خدا حافظ

بهروز ((رها))

 

 

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 19:41 | لینک ثابت |
 
 
 nww6bvpzol796p7d4jhk.jpg

(گل لبخند)

به بنــد هجر تو جانا گرفتـــارم

ز حسرت آتشی بـر ســـینه دارم

 

شفا بخش وجود ممـلو از دردی

تویی همچوطبیب و من چوبیمارم

 

ازاین حسرت اگربیرون روم یک شب

گل خنده بـه لب مستانه می کارم

 

سعادت بر سـرم پـا می نهـد آخر

گره وا می شود از بخت و از کارم

 

کنـار بســتر وصــل تـو بنشینم

ز شوقت تا سحر بی تاب و بیدارم

 

ز نور چهره ات ســوزی دگر گیرد

کنــون ســاز غم انگیز شب تارم

 

چو دستت گردن آویز «رها» گردد

ز سر بیرون کنم غیر از تو افکارم

بهروز((رها))

 qsuzbgwl4dtzbe7ygxbs.jpg

 

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در چهارشنبه دهم فروردین 1390 ساعت 10:44 | لینک ثابت |

 ld5qplf13hmfe4fmmr.jpg

 ((بهار آمد))

بهـار آمد به سر فكري دگركن

زمستان را دگر از سر به در كن

 

ز شـــهر سـرد فرتوت گذشته

به دنيــاي جواني ها سـفر كن

 

ببين آغاز  فصل رويش عشـق

براي عـاشــقي يكدم خطر كن

 

بر آمد صبح خوبي ها بپـا خيـز

ز خواب خستگي حتما حذر كن

 

سپاه صلح و شادي مي رسد باز

حضــور لشـگر غم بي اثـر كن

 

و مي تابد دگر شمس ســعادت

تو باغ دل از اين پس پرثمر كن

 

عنان سـبز انديشه «رهـا» ساز

بهـار آمد به سر فكري دگر كن

بهروز ((رها))

 

 

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در شنبه بیست و یکم اسفند 1389 ساعت 13:30 | لینک ثابت |
 
k50l82yz01luz76mmy8i.jpg 
  
((از تو))
من از تو می­گویم،
ای همه گلواژه­ی مهربانی.
 
بر اوج قله شعرم،
لانه کرده­ای،
و بر دشت دلم،
بر شاخسار سپیدار محبت،
جا گرفته­ای.
 
من از تو می­گویم،
ای نهایت خواهش.
 
نیازم رقصیدن،
دست در دستت،
به گرد شمع یکدلی.
 
پرتو عشقت را،
بر من بتاب.
 
 

 

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 ساعت 13:16 | لینک ثابت |

 

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

(آينـه)

آينــه آرزوش اينـه تـوی چشــمات بشينه

گل بوسـه­هـای عشــقو روي لبهات بچينه

 

آينـــه بـازم هوای تـرو داره بـه ســـرش

خودشو مي­خواد از اين پس تو نگاهت ببينه

 

آينــــــه دلش بـرای ديـدنت پـر مي­زنـه

توی قاب خسته­اش به هر طرف سر مي­زنه

 

وقتی بوی نفســات می­پيچه باز توی خونه

آينـه هی خودشــو اين در و اون در مي­زنه

 

وقتی باد سحری می­پيچه تو رنگ شــراب

آينـه دلش مي­گيره مي­خوره هی پيچ وتاب

 

شــونه باد و به دستـش مي­گيـره يواشکی

تـا کـه شــونه بکشه موهاتو با حال خراب

 

دوباره پروانه­هـا ميــان مي­شينن رو سـرت

دوباره پـرســــتوها پـر مي­زنن دور و برت

 

تو مث غنچه گل واميشـی و مي­خنـدی باز

من دوباره مي­شينم تو کنج چـارچـوب درت

بهروز رها

5zhpk910d82rcrc03iw.jpg

 

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در یکشنبه دهم بهمن 1389 ساعت 8:39 | لینک ثابت |

 

 

((پرواز))

پرواز می­کنم،

 به پشت ابرها.

 

 خورشید را خواهم دید،

گرم خواهم شد،

 

پرواز را یادم هست.

 

نه بالم شکسته بود،

نه پایم در بند.

 

 

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در دوشنبه سیزدهم دی 1389 ساعت 14:39 | لینک ثابت |
 

 

(زمستان)

خزان رفت و زمستان جلوه گر شد

طبیعت صاحب رنگی دگــــر شد

 

فرو افتــاده جمــله بــرگ زرّین

درخت وشاخه هم بی برگ و برشد

 

زمســـتان بـا صــفایی دیگـر آمد

اگرچـه بـاغ و جنـگل بی ثمر شد

 

ببــارد بـرف رحمت بــر در و دشت

ز برقش نیمه شب همچون سحر شد

 

خزان طی شد «رها» را با خودش برد

تو گویی فصل شعر اینک به سر شـد

 

بهروز ((رها))

 

    

 

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در چهارشنبه یکم دی 1389 ساعت 9:6 | لینک ثابت |

 

 

 

7timcnmi9365emxi4w10.jpg

مي­خوام برم به كربلا دعا كنم

مي­خوام حسين خوبمو صدا كنم

اين دلمو راهي كربلا كنم

ناله كنم من جونمو فدا كنم

مي­خوام برم به كربلا داد بزنم

از ته دل مي­خوام كه فرياد بزنم

داد بزنم حسينمو صدا كنم

گريه كنم ز دل خدا خدا كنم

اونجا كنار قبر مولا بشينم

شايد كه من آقا حسينو ببينم

مي گم آقاجون دردمو دوا بكن

جون علي حاجتمو روا بكن

مي­خوام برم به كربلاي پربلا

مي­خوام برم پيش حسين سرجدا

ميگم آقاجون كه دلم تنگه برات

مثل هميشه دل من كرده هوات

پر مي زنه دلم به شوق كربلا

كي ميشه من بيام به پابوست آقا

آقاجون ترو به جون اكبرت

جون زينب جون زهرا مادرت

آقاجون قسم به دشت نينوا

جون عباس قشنگت به خدا

آقاجون به حرمت رقيه ات

آقاجون به اصغر ششماهه ات

آخرش منو ببر به كربلا    

اين دل تنگ منو نشكن آقا

مي دوني من عاشق كربلاتم

عاشق اون خوبي و اون صفاتم

آقاجون اگرچه من شرمنده ام

منو كربلا ببر تا زنده ام

آقاجون بي كربلات من مي ميرم

مي دوني به عشق تو من اسيرم

واسه ديدن تو هستم ديوونه

آرزو نذار تو قلبم بمونه

جونمو بگير ولي امون بده

كربلا رو تو به من نشون بده

آقاجون كرببلات دواي من

خاك اون مرهمه و شفاي من

اگه من راهي كربلا بشم

از همه غمها دگر «رها» ميشم 

بهروز رها 

                                                                                                                                                                          

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در شنبه بیستم آذر 1389 ساعت 10:41 | لینک ثابت |

    Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

((آغاز فصل سرد))

آغـاز فصـل سـرد‏،آغاز عاشقيست

فصـل بيـان درد،فريـاد زندگيست

 

برگي ز امتـحان، در مـرز اشتـياق

شعري ز انتظار،شـوري ز همرهيست

 

آغاز فصـل سـرد‏،آغـاز قصه است

افسـانه‎اي كه دل، مملو ز غصه است

 

شــوق شـنيدن، بـوي سـفيد برف

آغاز ديدن ، خورشــيد خسته است

 

حجمي ز مشق شب،شهري پر از سوار

تصــوير مبهـمي، از بارش بهــار

 

درس شكـفتن ، گلهــاي اطلـسي

خطـي ز همهمه،حـرفي ز رنگ يار

 

آغـاز فصـل سـرد‏،آغـاز انتــها

از اوج آســـمان ، تـا دره فنــا

 

آغاز فصـل  سـرد‏، پايان گريه است

در چشم عاشقان ، در سينه (رهــا)

بهروز ـ رها

 

 Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

 

نوشته شده توسط بهروز قاسمی (رها) در چهارشنبه سوم آذر 1389 ساعت 12:48 | لینک ثابت |